مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى

26

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )

فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد * ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد دل مانند چشمه است « 1 » و سرچشمه عالم ملكوتست . تو راه آب از درون چشمه انباشته‌اى و راهى چند از بيرون گشاده‌اى و آبهاى « 2 » تيره مىآيد و در چشمه فاسد مىشود . اگر اين « 3 » راهها به خلوت و عزلت مسدود سازى و آب فاسد بنفى خاطر بيرون « 4 » كنى و راه اصلى به رياضت بگشائى ، دل تو مجمع و منبع آب حيات شود و از نفس تو دلهاى مرده زنده گردد و به زبان حال « 5 » گوئى ، ظ : دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند * وندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند بىخود از شعشعهء پرتو ذاتم كردند * باده از جام تجلّى صفاتم دادند فتح بعضى اعراض تامّ از حكمت داشته‌اند « 6 » و بعضى حكمت را مقصد اقصى پنداشته‌اند « 7 » ، و كمال جامعيّت آنست كه در اقسام حكمت عملى از تهذيب اخلاق و تدبير منزل و سياست مدن و در « 8 » اقسام رياضى از هيئت و هندسه و حساب و موسيقى « 9 » و در اكثر مسائل طبيعى موافق حكما باشى و در الهيّات و بعضى از « 10 » طبيعيّات موافق صوفيّه . و اين‌طور مشابه است بطور ابى هريره « 11 » ، رضى اللّه عنه ، « 12 » كه در حرب صفّين مىگفت : « الصّلاة خلف علىّ أتمّ و طعام معاوية أدسم « 13 » و التّلّ أسلم . » شمس الدّين شهرزورى « 14 » در تاريخ الحكماء گويد : « وبائى « 15 » در زمان افلاطون پيدا شد و مردم را مذبحى « 16 » بود به شكل مكعّب و وحى آمد به يكى از انبياى بنى اسرائيل كه تضعيف آن مذبح كنند « 17 » تا و با مرتفع « 18 » شود . ايشان در پهلوى آن مذبح مثل آن بساختند

--> ( 1 ) . CDG : چشمه‌ايست . ( 2 ) . F : + چند . ( 3 ) . F : آن . ( 4 ) . F : برون . ( 5 ) . A : حالى . ( 6 ) . EG : داشتند . ( 7 ) . D : پنداشته ، EG : پنداشتند . ( 8 ) . B : - در . ( 9 ) . F : موسيقى . ( 10 ) . G : - از . ( 11 ) . E : ابو هريره . ( 12 ) . DF : - رضى . . . ( 13 ) . E : اوسم . ( 14 ) . C : شهرروزى ، DF : شهروزى ، G : سهررودى . ( 15 ) . D : وباء . ( 16 ) . D : مذبح . ( 17 ) . C : كنيد . ( 18 ) . F : بر طرف .